تبلیغات
نوشتار
 
نوشتار
چهارشنبه 22 خرداد 1392 :: نویسنده : علی اکبر علامتی

" مشکل بزرگ من از همون روزهای اول کار تو کازینو این بود که کجا نماز بخونم، چون بالاخره تو کازینو که نمیشه ... تو خونه هم که پر از کاتولیسیزم بود و صلیب و عکس مسیح ... اینه که رفتم کنار دریا یه جای خلوت دادم یه آلونک کوچولو که بشه هم پهن و هم جمعش کرد برام درست کردن...

...

- تو از این که مسیحی شدی احساس گناه می کنی؟

- احساس گناه شدید می کنم راچستر ... انگار خیانت کردم ... از خودم بدم میاد ... همه چی زشته ... چه جوری بگم؟

...

پس از صرف صبحانه. بی درنگ برنامه ی راه اندازی و فحش و لگد شروع شد. اول چند کارتن بزرگ آوردن و از اونا چیزی بیرون کشیدن و بر پوزه و چشم های هریک از ما پوزه بند بزرگ و قلمبه و عینک قورباغه ای سیاه تعبیه کردن تا نه چیزی ببینی و نه صدایی دربیاوری و به هنگام تعبیه، هر که اعتراضی داشت با مشت و سیلی جواب می گرفت."

پیچ در پیچ و مبهم و آبکی بود" در خرابات مغان" داریوش مهرجویی. تقابل جالبی بود اما انگار درست پرداخته نشده بود. همین! 





نوع مطلب : پیشنهاد کتاب،فیلم،موسیقی، 
برچسب ها : در خرابات مغان، داریوش مهرجویی،
لینک های مرتبط :
پنجشنبه 2 خرداد 1392 :: نویسنده : علی اکبر علامتی

دانش بی اندیشه دام است و اندیشه ی بی علم، بلا!!!

-کنفوسیوس





نوع مطلب : کلمات قصار از بزرگان،نوشته های ناشناخته، 
برچسب ها : کنفوسیوس،
لینک های مرتبط :
شنبه 14 اردیبهشت 1392 :: نویسنده : علی اکبر علامتی

" کار در شرکت تبلیغاتی ، دانشکده را برایش بی اهمیت کرده بود. می رفت و نمی رفت! برای او معنا نداشت کتابی بخواند و امتحانش را پس بدهد. کتابی می خواندی و نظرت را می گفتی ، مهم نبود درست یا غلط ، مهم دلایل تو بود. مهم نبود نظرت را استادان قبول می کنند ، می پسندند ، یا نه. وقتی درباره ی موضوعی  آن همه کتاب با نظرهای مختلف نوشته شده است دیگر امتحان چه لزومی دارد. ماگدا اجبار را در دانشکده قبول نداشت ، اختیار را می پسندید. او حتا پدرش را هم قانع کرده بود که در دنیای امروز، دانشگاه به این شکلش دیگر مفهوم ندارد ، نوشتن پایان نامه بی معناست. بایگانی دانشکده ها پر است از پایان نامه های بی بدیل!"

-صفحه ی 48   کافه نادری   دکتر رضا قیصریه





نوع مطلب : پیشنهاد کتاب،فیلم،موسیقی، 
برچسب ها : کافه نادری،
لینک های مرتبط :
یکشنبه 1 اردیبهشت 1392 :: نویسنده : علی اکبر علامتی

مادرش گفت: " من هیچ فکر نمی کردم بچه ی یکی یک دانه ام این طوری از آب در بیاید؛ نمی دانم کدام بد جنسی زیر پای بچه ی نازنینم نشسته!"

ماهی کوچولو گفت: " هیچ کس زیر پای من ننشسته.من خودم عقل و هوش دارم و می فهمم، چشم دارم و می بینم."

همسایه به مادر ماهی کوچولو گفتک " خواهر! آن حلزون پیچ پیچیه، یادت می آید؟"

مادر گفت: " آره خوب گفتی، زیاد پاپی بچه ام می شد.بگویم خدا چه کارش کند!"

ماهی کوچولو گفت: " بس کن مادر!او رفیق من بود."

مادرش گفت: " رفاقت ماهی و حلزون ، دیگر نشنیده بودم!"

ماهی کوچولو گفت: " من هم دشمنی ماهی و حلزون نشنیده بودم، اما شماها که سر آن بیچاره را زیر آب کردید."

.

.

.

ماهی سیاه زود آنها را شناخت و گفت: " صبح به خیر! بالاخره دنبال من راه افتادید!"

یکی از ماهی های ریزه گفت: " آره؛ اما هنوز ترسمان نریخته."

یکی دیگر گفت: " فکر مرغ سقا راحت مان نمی گذارد."

ماهی سیاه گفت: " شما زیادی فکر می کنید. همه اش که نباید فکر کرد. راه که بیفتیم، ترسمان به کلی می ریزد."

.

.

.

" دیگر وقت خواب است بچه ها، بروید بخوابید."

بچه ها و نوه ها گفتند: " مادر بزرگ! نگفتی آن ماهی ریزه چطور شد."

ماهی پیر گفت: " آن هم بماند برای فرداشب. حالا وقت خواب است، شب بخیر!"

یازده هزار و نهصد و نود و نه ماهی کوچولو " شب بخیر" گفتند و رفتند و خوابیدند.مادر بزرگ هم خوابش برد ، اما ماهی سرخ کوچولو هر کار کرد، خوابش نبرد، شب تا صبح همه اش در فکر دریا بود...

-ماهی سیاه کوچولو / زنده یاد صمد بهرنگی/نشر گل آفتاب و خیلی نشرهای دیگر! 

 





نوع مطلب : پیشنهاد کتاب،فیلم،موسیقی، 
برچسب ها : صمد بهرنگی، ماهی سیاه کوچولو،
لینک های مرتبط :
شنبه 17 فروردین 1392 :: نویسنده : علی اکبر علامتی

سرانجام، خود! سرانجام، دچارِ خود! فرجام هر نمایش را این خودِ فرد است که از درون انبوه ساخته هایش و پرداخته هایش عریان و برهنه بروز می کند و رو در روی خود وا می ماند، وامی ایستد و به ناچار چشم در چشم حقیقت خود می دوزد؛ به ناچار چشم در چشم خود!

-صفحه2479 کلیدر جلد 9 استاد محمود دولت آبادی





نوع مطلب : پیشنهاد کتاب،فیلم،موسیقی، کلمات قصار از بزرگان،نوشته های ناشناخته، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

" به نظر یک ارباب، فقط آنهایی آدم هستند که قدرتشان از او بیشتر است!"

-صفحه1556 کلیدر- جلد پنجم-استاد محمود دولت آبادی





نوع مطلب : پیشنهاد کتاب،فیلم،موسیقی، 
برچسب ها : کلیدر، محمود دولت آبادی،
لینک های مرتبط :
یکشنبه 13 اسفند 1391 :: نویسنده : علی اکبر علامتی

"نمی توانست بفهمد چرا نمی تواند بار شوق و هراس خود را، یکجا در کلام بگنجاند. نمی توانست بفهمد چرا نمی تواند زبانِ دل خود را باز گوید که چنین وارونه ننماید. که تلخی آن ، آزارنده نباشد."

صفحه1279- کلیدر-  جلد4- استاد محمود دولت آبادی





نوع مطلب : پیشنهاد کتاب،فیلم،موسیقی، 
برچسب ها : استاد محمود دولت آبادی، کلیدر،
لینک های مرتبط :
شنبه 5 اسفند 1391 :: نویسنده : علی اکبر علامتی

گفته شده بود : آزادش کن.چنین اگر بود ، رفتن دیگر چرا؟ آزاد بودن مگر معنایش این نیست که آدم ، که صوقی، اگر دلش بخواهد می تواند نرود؟ برود یا نرود؟ پس چرا باید رفت در حالی که می توان هم نرفت؟ آیا صوقی آرامش این را داشت که بیندیشد؟ یا ،اگر اندیشیده بود، به همه ی زوایای پنهانی خواهش خود راه برده بود؟ چرا. نمیتوانست راه نبرده باشد.همین بود که در یک آن زانوهایش سست شده بود.خنثی شده بود.دمی در سرگردانی پندار خود رها شده بود.خلاء.

-صفحه 365 جلد اول از کتاب مستطاب " کلیدر "   اثر استاد محمود دولت آبادی

 





نوع مطلب : پیشنهاد کتاب،فیلم،موسیقی، 
برچسب ها : کلیدر، محمود دولت آبادی،
لینک های مرتبط :
سه شنبه 24 بهمن 1391 :: نویسنده : علی اکبر علامتی

 من با استعداد بودم . یعنی هستم .

بعضی وقت‌ها به دست‌هایم نگاه می‌کنم و فکر می‌کنم که می‌توانستم پیانیست بزرگی بشوم .

یا یک چیز دیگر .

ولی دست‌هایم چه کار کرده اند؟

یک جایم را خارانده‌اند ، چک نوشته ‌اند ، بند کفش بسته‌ اند ، سیفون کشیده‌اند ...

دست‌هایم را حرام کرده‌ام .

همین‌طور ذهنم را...!     

" چارلز بوکوفسکی "

 





نوع مطلب : پیشنهاد کتاب،فیلم،موسیقی، 
برچسب ها : چارلز بوکوفسکی،
لینک های مرتبط :
شنبه 21 بهمن 1391 :: نویسنده : علی اکبر علامتی
بهترین پایان مرگ است!خدا برای رمانِ زندگی انسانها، عجب پایان هنری ای یافته که اینهمه رویا و رمان نتوانسته اند نقیضه باشند....



نوع مطلب : دل نوشته،تنهایی، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
چهارشنبه 11 بهمن 1391 :: نویسنده : علی اکبر علامتی

"قربان، ما باید به مردم بیاموزیم که در پرستش تصاویر و تندیس های معبد اشتباه می کنند.

راماکریشنا:"کار شما مردم کلکته همین است: می خواهید بیاموزید و موعظه کنید.می خواهید میلیون میلیون انفاق کنید در حالیکه خودتان گدایید... فکر می کنید خدا نمی داند که اوست که در تصاویر و تندیس ها پرستیده می شود؟ اگر یک عبادت گر اشتباهی کند،فکر نمی کنید خدا قصدش را می فهمد؟"

-انجیل سری راماکریشنا(sri ramakrishna)





نوع مطلب : پیشنهاد کتاب،فیلم،موسیقی، 
برچسب ها : خودش،
لینک های مرتبط :
دوشنبه 25 دی 1391 :: نویسنده : علی اکبر علامتی

در این مکرر بی زوال

دراین اندوه لایزال

                                  چه می توان نگاشت؟!

                                 چگونه می توان نوشت؟!

                                                                    





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
پنجشنبه 21 دی 1391 :: نویسنده : علی اکبر علامتی

راهی را که جاده نشان می دهد

                                   دنبال نخواهم کرد

                                             از مسیری میروم که

                                                               جاده ای ندارد

                                                                          تا از خود ردپایی بر جای گذارم!

                                                                                     (موربل استربر)





نوع مطلب : کلمات قصار از بزرگان،نوشته های ناشناخته، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
جمعه 15 دی 1391 :: نویسنده : علی اکبر علامتی

آپلود عکس

هشدار نیست ، سرنوشت محتوم ست.

 





نوع مطلب : انتقادات دوستانه، 
برچسب ها : عاقبت،
لینک های مرتبط :
پنجشنبه 14 دی 1391 :: نویسنده : علی اکبر علامتی

" در این زندگی کوتاه ، شاید تنها از پس چند کار بیشتر بر نیاییم. بگذار این کارها بهترین باشند."

"هرگز در دام غم و غصه نیافتید و هیچ وقت نگذارید که هیاهوی دیگران ، صدای درونی تان را خاموش کند."

-برگرفته از: "استیو جابز اثر جی الیوت ترجمه شریفی"





نوع مطلب : پیشنهاد کتاب،فیلم،موسیقی، 
برچسب ها : استیو جابز،
لینک های مرتبط :


( کل صفحات : 7 )    1   2   3   4   5   6   7   
آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :