تبلیغات
نوشتار - بابک خرم دین
 
نوشتار
پنجشنبه 10 فروردین 1391 :: نویسنده : علی اکبر علامتی

مطلب را خواستیم در ارتباط با بابک خرم دین ،کافر بالفطره بعضی عقاید و قهرمان ملی دیگر عقاید و شاید هم ناشناخته امروز صفتی بهتر باشد،آغاز کنیم.

اینکه بنده چه نظری در ارتباط با این شخص دارم ؛مهم نیست!این مهم است که شخصیت بابک خرم دین در طول تاریخ بسیار بیشتر از حد معمول تحریف شده است!اینکه می گویم بیش از حد متعارف ،مراد از حد معمول همان تحریف هاییست که در نوشتن تاریخ در تمام قرون و اعصار رواداشته ایم و به حالتی طبیعی گرائیده است.چونان که تاریخ را قوم فاتح می نویسد و هر چه می خواهند گزافه گویی و بزرگنمایی خویش می کنند .

اما در داستان بابک بسیار تحریف صورت گرفته است و شاید هم صورتی انتقام گونه داشته است.بطوری که بعضی دست اندر کاران دین و انهایی که بقول شریعتی رزقشان از دین است وی را کافر و ملحد شناخته و در الحادش هیچگونه شک و تردیدی بخود راه نمی دهند.گروهی نیز در مقابل اینان،بابک را شیرمرد آذربایجان و ایران و رستم گونه ای در پهنه تاریخ ونه در اساطیر جلوه می دهند و می خواهند که کشتار وی را توجیه کنند و همچنین در این بین هستند گروهی که در اقلیت اند و به پان ترکیسم شهره اندکه بسیار سعی دارند تا شخصیت بابک را قهرمانانه جلوه داده و وی را بزرگ کنند و در عین حال در حال ،در حال بومی سازی وی برای خود نیز هستند.همان هایی که اگر ریشه یابی کنید پیشوندشان به مغولان و ترکهای رومی می رسد که سعی دارند حداقل برای خود یک پهلوان دست و پا کنند.

ایشان که در شهرهایشان مجسمه هایی از بابک ساخته و وی را نمادی برای ارضای تمایلات ذلیلشان بر ضد ایران و اسلام ساخته اند و بدان مفتخرند!جشن ها و داستان هایی برای خود می سازند که خود و موجودیتشان را در تاریخ توجیه کنند که بلی ما هم بوده ایم.در اینگونه خزعبلاتی که خود نیز راضی به قبولش نمی شوند.بگذریم!,

بسته به این مواردی که در بالا اشاره شد نمی شود بصورت قطعی از شخصیت و هدف وی سخن راند اما بالنسبه می توان هم به نعل زد و هم به میخ!واقعیت تاریخ نویسی در ایران هم همین است بطوریکه در هر کدام از مراجع تحقیق می توان رگه هایی از زاویه بینی و نگارش متمایل به اندیشه و خواسته های او و زمانش را یافت که این بسیار تاسف برانگیز است.

دلیل اینکه اشحاصی چون زرین کوب و زریاب خویی و نفیسی و نادعلی همدانی و.......در مورد این شخص دست و پا شکسته صحبتهایی داشته اند نیز همان است که در بالا ذکر شد!

مانند طبری که بسیاری تاریخ وی را به حقیقت نزدیکتر می دانند نیز شاید همین اصل صدق کند که وی بسته به روایت های بدست رسیده بدون معرفت به حقیقت سخن رانده است.در رابطه بابک جایی وی را زنا زاده معرفی می کند و اینکه مادرش یک چشم بوده و چه و چه.ابن ندیم نیز در الفهرستش از این خلا تاریخی بر کوبیدن بابک می شتابد.

در جایی هم ذکر کرده اند که فرقه وی-خرم دینان-اشخاصی صلح جو وده اند و طر فدار لذت مشروع و خط قرمز این مشروعیت همانا ضربه نزدن به اسایش مردم و امنیت ایشان است که اگر واقع نگر باشید در میابید که این خط قرمز خود بسیاری از تفریحات و لذات ما را نهی میکند.

باور بعضی مسائل مطرح شده از جانب هر دو گروه واقعا سخت است؛گروهی معتقدند بابک ادعای پیامبری داشته است اما در هیچ سندی ثبت نشده است که وی معجزه ای یا خدا جدیدی ارائه دهد بلکه در لباس جاویدان برای جاویدانیان خدمت می کرده است داستان رسیدن وی به این کسوت نیز جالب است اما از پر گویی پرهیز می کنم.گروهی دیگر معتقدند که وی بر ضد سلطه عرب که تا اذربایجان نیز کشیده شده بود نمی جنگید بل بر ضد اسلام می جنگید انگار که اذعان شود دفاع بر ضد استیلای عربها همانا حمله به اسلام و مسلمین است البت بسیاری پای خود را از این هم فراتر گذاشته و مدعی هستند که بابک ایرانی کش بود و از اول با افشین که یک ایرانی غیور بود می جنگید.باید بنده را ببخشید اما اینگونه خزعبلات دردی از ما دوا ننموده و فقط جانب و جیب نویسندگان انهاست که مملو از اشرفی اریکه نشینان میشود. و چه جالب که نمی دانند که این خزعبلاتشان بعاها با نظر سند تاریخی  مطالعه می شود و اذهان مشوش می شود که بنده...

انگار همان حکایت فیل است و خاموشی اما این بار این قلب دوستان است که خاموش است و غبار گرفته و معده شان پر است از غذای مقالات و کتابهای سفارشی!

دامنه و وسعت خرم دینان با وجود فتنه های دوران مامون و عدم التفات وی به اینگونه شورش های محلی و سرگرم بودن ایشان به بنی هاشم و علویون ،بسیار گسترده شد و به اصفهان و لرستان نیز کشیده شد.بطوری که مامون در وصیت نامه اش خطاب به معتصم متذکر می شود که خرم دینان را بعنوان خطری بزرگ برای خلافتش در نظر داشته باشد و درصدد رفع ان برآید. 

معتصم نیز بدین پند گوش فراداده و درصدد سرکوب خرمیان بر می آید.او نیز همچون برادر فرماندهان اصلی خود را در مقابل بابک قرار میدهد و سپاهیانی گران صرف امر برادر می کند تا این که هیچکدام نتوانستند از پس بابک بر بیایند و معتصم کارزار را به افشین ایرانی که تازگی شورش مصریان را رفع کرده بود،سپرد.

افشین شاهزاده داستان عزم جزم کرده و با سپاهی گران از ایرانیان و اعراب سوی کارزار می رود و با چند نبرد ملتفت می شود که کار بابک بسیار بالا گرفته و هیچ چیز جز حیلت جلودار او نیست.کندن خندق و خریدن و ترساندن همسایگان بابک و وعده وعیدهای خاص جنس عرب از قدرت بابک می کاهد و تنها سوی ارمنستان می گریزد. کار تا انجا پیش می رود که بابک به رومیان نامه نگاری کرده و از انان کمک خواسته است.

کار بابک و برادر وی از اینجای داستان گره می خورد و راهی جز اعتماد به کلیسا و ارمنیان نمی یابند. یاداور میشوم که از خلیفه امان نامه ای نیز میرسد اما انگار بابک پیک را هلاک نموده و ادامه می دهد راهش را.

فرجامین بخش کار هم خواندنی ست هم تلخ.بابک و برادرش از جانب ارمنیان لو رفته و دستگیر می شوند.بابک به سامرا پایتخت معتصم و عبداله برادرش با بغداد فرستاده می شوند.طریقه حرمت شکنی این دو بسیار آورده شده و همچنین کشتار آنها.

جملات واگویه شده بابک در واپسین لحظات حیاتش نشان از راسخ بودن وی بر سر آرمان هایش دارد.محل تدفین این دو جایی عنوان نشده است اما گویا سر بابک از سرتاسر ایران گذشته که موجب پند دیگر شورشیان ایرانی باشد.

پس از وی فرقه و راه وی پراکنده شد و متولی ادامه نداشت اما تا چندین سال پس از مرگ وی بعض طرفدارانی دیده می شده است که دقیق دردست نیست.

مازیار نیز که حکومت مستقلی در طبرستان(مازندران)داشته بود یکسال پس از مرگ بابک یعنی در 223 قمری توسط عباسیان کشته شد.یاداور می شوم که در بعض روایات انگیزه بابک خونخواهی ابومسلم اشاره شده است.

کتابهایی برای مطالعه بیشتر در این مورد:

تاریخ طبری-نوشته محمد بن جریر طبری-ترجمه ابوالقاسم پاینده

بابک خرم دین دلاور آذربایجان-سعید نفیسی

حماسه بابک خرم دین-نادعلی همدانی  

پانزده گفتار-مرتضی مطهری

 





نوع مطلب : کلمات قصار از بزرگان،نوشته های ناشناخته، 
برچسب ها : تاریخ ایران، بابک خرمدین، خرم دینان،
لینک های مرتبط :
شنبه 18 شهریور 1396 02:59 ب.ظ
Wow, marvelous blog layout! How long have you been blogging for?

you made blogging look easy. The overall look of your website is great, let alone the
content!
شنبه 11 شهریور 1396 06:40 ب.ظ
Hello, just wanted to mention, I loved this blog post.
It was funny. Keep on posting!
جمعه 1 اردیبهشت 1396 07:26 ب.ظ
Thank you for another informative website. The place else may just I get that type of information written in such a perfect method?
I've a project that I'm simply now operating on, and I have been at the
look out for such info.
دوشنبه 11 اردیبهشت 1391 11:43 ب.ظ
سلام.خوبین؟ممنون که سرزدین خوشحالم که با وبتون اشناشدم.سعی میکنم خواننده همیشگی مطالب پربارتون باشم چون پرازاطلاعات مفیده.راستی بااجازتون لینکتون کردم.درپناه حق...
علی اکبر علامتیسلام.ممنون خدا رو شکر خوبم.
شما لطف دارید.فکر نمیکنم چندان لایق الطافتان باشم.می نویسم که راکد نشه اونچه می خونم.شاید اینجوری حداقل نیازهای دیده شدنم ارضا بشه.دوست دارم هم سن و سالام و جوونا آشنا به طریقی کهن کنم که داره از یاد میره.راستی خیلیها ناراضی بودن که وبلاگ منظم نیست و موضوع خاصی نداره یا درست طبقه بندی نشده؛نظر شما در این رابطه چیست؟
من که خیلی سعی میکنم وبلاگم دون از اشتباهات بجه گانه باشه اما چون شما مجربتر از بنده هستید دعوت می کنم که کمکم کنید که به سلیقه قشر جوون نزدیکتر بشم که حداقل بدشون نیاد اگر خوششان نیامد.
ممنون که لینک کردید پس من هم به خودم اجازه میدم لینکتان کنم.
سرزدنتان سرزده بود و گیجم کرد اگر مهمل بافتم عذر.
یاحق!
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر


آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :