تبلیغات
نوشتار - هر روز و هرگز
 
نوشتار
سه شنبه 12 اردیبهشت 1391 :: نویسنده : علی اکبر علامتی

پاسخ لبخند را نمیدهند،مردم این شهر

هر چند که مردمم تمنا وار آنها را شرم گین میکند.

هرروز به امید لبخند از سر شوق می ایستم کنار جوی فرار زمان؛

اما چه فایده که "محبت که از حد بگذرد ابله خیال بد کند"

در گینس زمان جستجو کردم

هجو تر از این نیافتم،

ترس ما از این است که "ابله"

هههه!خیال بد کند؟!

ترنم وادادگی،در ذهنم سازشکارانه در پی حکومتند

اما نمی دانند که ایشان را نیز مایوس می کنم.

عجب از این دارم که مردم

خجل نمیباشند از دو مردم من

اینبار دیگر کلیشه نیست

یک بر دو،جانانه غلبه میکنند از پی شگفتی روزگار.

نخست در جهت باد قدم برداشتم

باشد که آن راهبر شود و همراهم!

آپلودسنتر آپ98

 





نوع مطلب : دل نوشته،تنهایی، 
برچسب ها : مردم-لبخند-روزنگار-دل نوشته،
لینک های مرتبط :
یکشنبه 15 مرداد 1396 09:58 ب.ظ
Your style is so unique compared to other folks I've read stuff
from. Thanks for posting when you've got the opportunity, Guess I'll just
book mark this page.
شنبه 10 تیر 1396 10:27 ق.ظ
This piece of writing is actually a fastidious one it helps new the web users, who
are wishing in favor of blogging.
سه شنبه 12 اردیبهشت 1391 09:29 ب.ظ
اگه لطف می کردی یه خورده بهتر علامت گذاری می کردی ، بهتر میشد خوندش ( راستش یه جاها ش رو متوجه نشدم ) . اما جاهایی که فهمیدم ، به قولی : " دغدغه ات ، دغدغم بود ... خندت ، قهقهم بود ! "
علی اکبر علامتیسلام.
لطف کردید تشریف آوردید!
بله خام بود؛درستش کردم.جایی را که متوجه نشدید نشانه بگذارید در خدمتم البت در حد فهم خودم.
دغدغمون درد اجتماعی است که یکسانه.
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر


آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :