تبلیغات
نوشتار - آزادی در ایران1
 
نوشتار
پنجشنبه 9 شهریور 1391 :: نویسنده : علی اکبر علامتی

از تیتر نترسید!آخر این روزها که نه دیر زمانی ست که صحبت از آزادی در ایران جیز است و در پاسخش در گوشی می گویند:لولو خورخوره میاد می برتا!نترسید.اصلا قرار نیست اتفاقی بیفتد.اگرم قرار بر پیش آمدی باشد حکما بر سر...!

چه خبر؟!یعنی ما بعد این همه سال هنوزم باید اندرخم آزادی باشیم.چیزی را که هنوزم که هنوزه تعریفی ازش نداریم.هیچ تعریف صادقی نداریم اگرم داشتیم یا نویسنده اش مغضوب دوستان شده یا فکرش در ذهن کسی پوسیده یا شایدم فیلتر شده.شایدم هنوز کارمان درگیر ملاعلی کنی ست و کلمه قبیحه آزادی!!!!!

نترسید.زیاد هم خوشحال نشید که صحبت از آزادی کامل نیست که انگاری بعد از انقلاب و شایدم پیشتر ها رد صلاحیت شده و پرونده اش خاک خورده.کمی دوست داشتم از آزادی بیان یادی کنم.خدا بیامرز مرد خوبی بود با اینکه ما فقط ازش افسانه شنیدیم و خوابیدیم و ماهی سیاه کوچولویی در بینمان نبود که تابوشکنی بکند که اگرم بود،سر راه خفه اش می کردند(صمد هم این کتاب را وقتب نوشت که اقلا می شد به این چیزها فکر کرد) ما را چه به این کارها درستو بچسب که خربزه آبه!هیچم علامت تعجب نمی خواست امروزه روز کی به این چیزا تعجب می کنه تعجبو باید نثار کسی کرد که با این وضع و اوضاع بی خیال همه این تفاسیر میشه و به عشقش می چسبه!حالا شد. تو چیکار داری حق چیه حقوق چیه.اصلا بتو چه که این انقلاب برای چه چیزی شکل گرفت؟چه آرمانهایی برای چندین بار سر مردم شیره مالید.سکه بخر عقب نمونی از اقتصاد مقاومتی.یکی نیست پاشه بگه آخر توی این بلبشو که یک متن تحقیق فیلتر میشه و فیلم سکسی و پورن راحت توی خیابون یافت میشه تو رو چه به اقتصاد.وقتی بیس کار رعایت نشه چطور می شه مقاومت کرد.جلوی چه کسی مقاومت کنم؟جلوی خودم که متن یک کتاب هم که می خواهم بخونم برام ثقه نیست.بیشتر میرم سراغ کتابای قدیمی تر؟سر کی رو می خوایم شیره بمالیم.

درباره بزرگی می خواهی چیزی در یافت کنی ببینی کی بوده چه کرده و فبها.بهترین مدخل در سیستم بسته و بقول کدخدا مقاومتی ما،اینترنته.وارد می شی گوگل رو میاری(خدا را شکر لین یکی دیگه فیلتر نیست)بعد عبارت رو سرچ می کنی.وای چندین صفحه مطلب می آید که به نظر چندهایی بیشتر خواندنی نیست.یکی باز می کنی می بینی جرایم رایانه ای.همه اش فیلتر.چرا؟چون از ایشون نوشته اند.حالا وی کیست مثلا استادی که در آمریکاست استادی که در اروپاست.کسی ست که جمله در رد کارهای فلانی گفته.پیش دوستان از این مطلب صحبت می کنی نیش خندت می کنند که: "تو تا حالا نفهمیدی که برای تحقیق از اینترنت بایست فیلتر شکن داشت؟!" فیلتری که تا همین دیروز از طریق مخابرات فروش می رفت.خب پس برای چی می بندی که بعدها ازش درآمد کسب کنی.بعدا هم که سپاه وارد ماجرا شد و خود می دانید و ناگفتنش بهتر است.من برای تحقیق نیاز به فیلترشکن دارم.تحقیقی که غیر از فحشا و سکس و اینجور چیز هاست.درباره ادبیات ایرانه.خنده دار نیست؟خنده دار نیست!واقعا هم نیست مثل علامت تعجبی که در پاراگرافهای پیشین بالاجبار زمان(جبر زمان)کاربردی نبود!

پدر فریاد می زند : بچه نون نداریم پاشو برو نون بگیر.نمی دونم تو این کامپیوتر کوفتی چی هست که جوونای امروز ولش نمی کنند.

در دلم می گویم:فرقی نمی کند آیت الله و سیکل و لیسانس وقتی نمی فهمیم!





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
سه شنبه 17 مرداد 1396 08:06 ق.ظ
You actually make it appear really easy together with your presentation but I to find this topic to be really one thing that I feel
I might by no means understand. It kind of feels too complicated and extremely wide for me.

I'm taking a look forward to your subsequent publish, I'll try to get the hang of it!
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر


آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :